تاريخ : چهار شنبه 22 ارديبهشت 1395
| 1:9 | نويسنده : احسان گرگانیعباس بنعلي عليه السلام
مادرش اُمّ البنين فاطمه دختر حِزام بنخالد بن ربيعة بن وحيد بن كلاب بن ربيعة العامري است.[1] و ماجراي ازدواج امالبنين با علي عليه السلام از اين قرار بود كه اميرالمؤمنين از برادرش عقيل خواست برايش همسري از خانوادهاي شجاع شناسائي نمايد تا از او صاحب فرزندي شجاع شود و عقيل كه نسب شناس بود، امالبنين را پيشنهاد كرد و گفت: در ميان عرب از پدرانش شجاع تر و قهرمان تر يافت نمي شود.[2] و حاصل اين ازدواج، چهار فرزند به نامهاي عباس، عبدالله، جعفر و عثمان بود.[3]
عباس خوش صورت و زيبا روي بود بطوري كه او را ماه بني هاشم مي گفتند.[4] همچنين او داراي قامتي بلند بود،[5] و در روز عاشورا پرچمدار سپاه امام (ع) بود[6]، كنيه اش ابوالفضل[7] و ابوقِربة[8] (صاحب مشك)، و القاب معروفش قمر بني هاشم،[9] سقاء،[10] پرچمدار،[11] شهيد،[12] ذكر شده است.
فضائل عبّاس
براي عباس عليه السلام فضائل بزرگي ذكر شده است، از جمله اينكه او از دوران كودكي اهل معرفت بوده بطوري كه روزي اميرالمؤمنين علي عليه السلام ، عباس را در دامان خود نشاند و به او گفت: بگو يك. گفت: يك. گفت: بگو دو. عباس از پاسخ دادن امتناع نمود. پدر علت را سؤال نمود. عباس گفت: شرم مي كنم با زباني كه پروردگارم را به يكتائي شمرده ام بگويم دو، و اميرالمؤمنين او را تحسين نمود.[13]
امام سجاد عليه السلام در بارة عموي بزرگوارش فرمود:
خداوند (عمويم) عباس را رحمت كند كه در راه برادرش ايثار و فداكاري كرد چنان فداكاريي كه دو دستش قطع شد، خداوند به او همانند جعفر بن أبي طالب در مقابل دو دست قطع شده، دو بال عطا مي كند كه با آنها در بهشت به همراه فرشتگان پرواز مي كند و نزد خدا مقامي دارد كه در روز قيامت، همه شهيدان غبطة آن را مي خورند.[14]
امام صادق عليه السلام در تجليل از عباس عليه السلام فرمود:
عموي ما عباس داراي بصيرتي نافذ و ايماني استوار بود، همراه با ابي عبد الله جهاد كرد و به خوبي آزمايش خود را داد و به شهادت رسيد.[15]
از حضرت عباس، كرامات فراواني ديده شده و حاجات بسياري از متوسلين به آن حضرت، برآورده شده است كه اين امر در بين مردم مشهور و معروف است.
سن عباس و ميزان حضورش در كنار سه امام
از آنجا كه جناب عباس هنگام شهادت سي و چهار سال داشت[16]، بنابراين در سال بيست و شش هجري متولد شده است، در نتيجه ميتوان گفت كه تا چهارده سالگي با پدر و تا بيست و چهارسالگي با برادرش امام حسن عليه السلام و تا سي و چهارسالگي با برادرش امام حسين عليه السلام بوده است.[17]
در مورد اينكه آيا جناب عباس در جنگ صفين حضور داشته يا خير بين مورخان اختلاف است: برخي نوشتهاند كه جناب عباس در جنگ صفين شركت داشته است.[18] برخي ديگر از محققان معاصر معتقدند عباس در برخي از جنگها حضور داشته اما پدر بزرگوارش اجازه پيكار به وي نداده است.[19] و برخي آوردهاند كه وي علاوه بر حضور در صفين در نبردي قهرمانانه، ابتدا هفت تن از پسران ابنشَعثاء و سپس خود ابنشَعثاء را كه از قهرمانان سپاه معاويه بود، به هلاكت رساند و موجب حيرت ناظرين شد.[20] اما چنين مطلبي در منابع متقدم نيامده است و مرحوم محدث نوري معتقد است اين امر به عباسبنربيعة (بنحارثبنعبدالمطلب) مربوط ميشود كه مشابه اين جريان براي وي اتفاق افتاده و لذا باعث اشتباه شده است و الا عباس عليه السلام در صفين حضور نداشته است.[21] اما برخي محققان جواب دادهاند كه اين دو جريان متفاوت هستند و هر دو (به فاصله چند صفحه) در مناقب خوارزمي آمده است و اشتباه خوارزمي كه يك جريان را دو گونه تلقي نموده و آورده باشد، غيرقابل قبول است.[22] اما حقيقت آن است كه اگر تاريخ تولد عباس را در سال بيست وشش بپذيريم، با توجه به اين كه جنگ صفين در سال سي و هفت رخ داده، عباس در آن زمان در حدود يازده سال داشته و در اين صورت شركت او در جنگ قابل پذيرش نخواهد بود.[23]
همچنين جناب عباس در زمان اجراي قصاص قاتل پدر بزرگوارش حاضر بوده، اما نقشي در اجراي قصاص نداشته است.[24] و هنگام غسل پيكر مطهر امام حسن عليه السلام همراه برادرش محمد (حنفية)، امام حسين عليه السلام را ياري ميداد.[25]
از عباس بن علي عليه السلام در دوره امامت امام حسين عليه السلام تا قبل از حوادث كربلا مطلبي در دست نيست. اما مسلم است كه با آغاز حركت امام حسين، عباس در كنار برادر بزرگوارش حضور داشته و به همراه امام، شبانه مدينه را به سمت مكه ترك نموده است.[26] در مورد حضور عباس و نقش او در صحنههاي مختلف قيام امام حسين عليه السلام ، در جلد اول اين كتاب، به تفصيل سخن گفته شد.
نسل پر افتخار عبّاس
عباس عليه السلام با لبابه دختر عُبَيْد الله بن عباس بن عبد المطلب ازدواج كرد.[27] و كنيزي نيز داشته كه از او صاحب فرزندي به نام حسن شده است.[28] درتعداد فرزندان عباس اختلاف نظر وجود دارد.[29] همه دانشمندان نسبشناس اتفاق نظر دارند كه نسل عباس عليه السلام تنها از طريق پسرش عُبَيْد الله، تداوم يافته است.[30]
از نسل حضرت أبا الفضل رجال نامداري پديد آمده اند، از جمله پنج تن از نوه هاي او يعني پسران حسن بن عُبَيْد الله بن عباس، به نامهاي عُبَيْدالله، عباس، حمزة الأكبر، ابراهيم جَردَقه و فضل، افراد سرشناسي شدند. زيرا عُبَيْد الله در زمان خود أمير و قاضيالقضاة مكه و مدينه بود[31]. و عباس، خطيبِ فصيح و شاعري توانا شد. و جناب فضل، سخنوري فصيح و بسيار متدين و شجاع بوده است. ابراهيم نيز فقيه، أديب و زاهد بود و قاسم بن حمزة بن حسن بن عُبَيْدالله در يمن جايگاه عظيمي كسب نمود. همچنين از فرزندان عباس (بنعُبَيْدالله)، جناب عبدالله، خطيب و شاعر فصيحي بود كه در دربار مأمون جايگاه ويژه داشت. از نوادگان حضرت عباس برخي وارد ايران شده و در شهرهاي شيراز، گرگان، أرجان (بهبهان) سكني گزيدند، برخي وارد يمن شده و برخي ديگر به مصر و مغرب كوچ كردند.[32]
پي نوشت: -----------------
[1]. ر.ك: ابنسعد، الطبقات الكبري، ج3، ص20؛ شيخ مفيد، الإرشاد، ج1، ص354؛ ابنعنبة، عمدة الطالب في انساب آل ابيطالب، ص327.
[2]. ابنعنبه، عمدة الطالب،ص327.
[3]. ابنسعد، الطبقات الكبري، ج3، ص20؛ شيخ مفيد، الإرشاد، ج1، ص354.
[4]. ابوالفرج اصفهاني، مقاتل الطالبيين، ص84-85.
[5]. ابوالفرج اصفهاني، مقاتل الطالبيين، ص84.
[6] . ابوالفرج اصفهاني، مقاتل الطالبيين، ص85؛ ابنشهرآشوب، مناقب آل ابي طالب، ج4، ص117.
[7]. ابوالفرج اصفهاني، مقاتل الطالبيين، ص84 ؛ ابنعنبه، عمدة الطالب، ص327.
[8]. ابوالفرج اصفهاني، مقاتل الطالبيين، ص84؛ بَلاذُري، أنساب الأشراف، ج2، ص413؛ مزي، تهذيب الكمال، ج20، ص 479؛ قِربة به معناي مشك است، و أبوقربه مفهوم «حامل مشك» را دارد. و از آنجا كه عباس در كربلا با مشك آب آورده است اين كنيه به او داده شد.( طبرسي، اعلام الوَريٰ باعلام الهُديٰ، ص203)اين كنيه را طبعا بعد از شهادت، به او دادهاند.
[9]. ابوالفرج اصفهاني، مقاتل الطالبيين، ص85؛ ابنشهرآشوب، مناقب آل ابي طالب، ج4، ص117.
[10]. ابوالفرج اصفهاني، مقاتل الطالبيين، ص84؛ ابنعنبه، عمدة الطالب، ص327؛ مزي، تهذيب الكمال، ج20، ص 479؛ علوي (عمري)، اَلْمُجْدِي في انساب الطالبيين، ص436و437؛ ابنشهرآشوب، مناقب آل ابي طالب، ج4، ص117.
[11]. ر.ك: ابوالفرج اصفهاني، مقاتل الطالبيين، ص85؛ ابنعنبه، عمدة الطالب، ص327.
[12]. علوي (عمري)، اَلْمُجْدِي في انساب الطالبيين، ص436.
[13]. خوارزمي، مقتلالحسين، ج1، ص122؛ نوري طبرسي، مستدرك الوسائل، ج15، ص215.
[14]. رَحِمَ اللهُ (عمّي) العَباس يعني ابن علي فَلَقَد آثَرَ وَ أبْليٰ وَ فَدَيٰ أخَاه بِنَفْسِهِ حَتّي قُطِعَتْ يَدَاهُ فَأبْدَلَهُ اللهُ بِهِمَا جَناحَينِ يَطِيرُ بِهِمَا مَعَ الْمَلائِكَةِ فِي الْجَنَّةِ كَمَا جَعَلَ لِجَعفر بن ابي طالب وَ إنَّ لِلعباسِ عِنداللهِ تَبارَكَ وَ تَعاليٰ لَمَنْزِلَةٌ يَغبِطُهُ بِهَا جَمِيعُ الشُّهداءِ يَومَ القِيَامَة (شيخ صدوق، الخصال، ص68،حديث101؛ شيخ صدوق، الأمالي، ص548، مجلس هفتاد، ح731).
[15]. كَانَ عَمُّنا الْعَباس نَافِذَ البَصيرةِ صَلْبَ الايمان، جَاهَدَ مَعَ ابي عبدالله عليه السلام وَ أبلَيٰ بَلاءً حَسَنا وَ مَضَيٰ شَهيدا. (ابونصر بخاري، سر السلسلة العلوية، ص89؛ ابنعنبه، عمدة الطالب، ص327).
[16]. ابنعنبه، عمدة الطالب، ص327؛ قاضي نعمان مغربي، شرح الاخبار، ج3،ص194. شايان ذكر است كه منابع متقدم به سال و ماه وروز تولد عباس عليه السلام اشاره اي ننموده اند وچنان كه در متن آمده، تنها به سن او به هنگام شهادت اشاره نموده اند.اما گروهي از رجال نويسان متأخر آورده اند كه وي در روز چهارم شعبان سال بيست وشش هجري متولد شده است. (ر.ك: نمازي شاهرودي، مستدركات علم الرجال الحديث، ج4، ص350؛ مقرم، العباس، ص136).
[17]. سيد محسن امين، اعيان الشيعة، ج7، ص429؛ محمد سماوي، اِبصارالعين، ص 57.
[18]. خوارزمي، المناقب، ص227.
[19] . رك: امين، اعيان الشيعة، ج7، ص429.
[20] . رك: بيرجندي خراساني، كبريت الاحمر في شرائط المنبر، ص385 -386.
[21] . ر.ك: كبريت الاحمر، ص385.
[22] . ر.ك: مقرم، العباس، ص277-278.
[23] . برخي از منابع متأخرِ غيرمعتبر مطالبي را درباره حضرت عباس نوشته اند كه ما آنها را در منابع معتبر نيافتيم از جمله در كتاب معالي السبطين آمده است: هنگامي كه شب بيست و يكم ماه رمضان فرا رسيد و علي (ع) در شُرف رحلت قرار گرفت، عباس را به سينه خود چسبانيد و فرمود: «ولدي! ستقرّ عيني بك يوم القيامه، ولدي! إذا كان يوم عاشوراء و دخلت الْمَشْرَعَة إيّاك أن تشرب الماء و أخوك الحسين عطشان»: پسرم! چشم من به سبب تو در روز قيامت روشن خواهد شد، فرزندم! وقتي روز عاشورا شد و وارد شريعه شدي ،مبادا در حالي كه برادرت حسين تشنه است آب بنوشي!» (حايري مازندراني، معالي السبطين، ج1، ص 277) چنان كه اشاره شد اين مطلب در هيچ يك از منابع متقدم و معتبر نيامده و مؤلف معالي السبطين آن را بدون ذكر مأخذ آورده است.
[24] ابنسعد، الطبقات الكبري، ج3، ص40؛ بَلاذُري، انساب الاشراف،ج3، ص263.
[25]. ديار بكري، تاريخ الخميس، ج2، ص293.
[26]. دينوري، الأخبار الطوال، ص337، شيخ مفيد، الإرشاد، ج2، ص34.
[27]. ابنقتيبه، المعارف، ص127؛ ابنحبيب، المحبر، ص441.
[28]. ابنقتيبه، المعارف، ص127، طبق دستورات اسلام اگر كنيزي از ارباب خود صاحب فرزند گردد، چنين زني از كنيزي در آمده، آزاد مي شود و به او اُمّ ولد گفته ميشود.
[29]. برخي براي وي دو فرزند به نامهاي عُبَيْدالله و فضل ذكر كردهاند (علوي(عمري)، اَلْمُجْدِي في انساب الطالبيين، ص436) و برخي دو فرزند به نامهاي عُبَيْدالله وحسن ذكر نموده اند.(ابن قتيبه، المعارف، ص127) ابن شهرآشوب نيز از فرزند ديگري به نام محمد نام ميبرد كه در كربلا به شهادت رسيده است (مناقب آل ابي طالب، ج4، ص122). بعضي متأخرين چهار پسر به نامهاي عُبَيْدالله، فضل، حسن و قاسم (مقرّم، العبّاس، ص350) و دو دختر (مقرّم، العبّاس، ص350) براي ايشان نام برده اند و برخي ديگر افزون بر اين چهار پسر، پسر ديگري به نام عبدالله را جزء فرزندان عباس شمرده اند كه وي نيز در كربلا به شهادت رسيده است.(امين، اعيان الشيعة، ج1، ص610).
[30]. ابونصر بخاري، سرالسلسلة العلوية، ص89؛ ابن حزم اندلسي، جمهرة انساب العرب، ص67؛ ابن عنبه، عمدة الطالب، ص328؛ ر.ك: ابن قتيبه، المعارف، ص127؛ علوي(عمري)، اَلْمُجْدِي في انساب الطالبيين، ص436؛ عبدالواحد مظفر، بطل العلقمي، ج3، ص486.
[31] .شايان ذكر است برخي از اصحاب ائمه طاهرين (عليهم السلام) مانند علي بن يقطين، براي كاستن ظلم امويان و عباسيان بر شيعيان و مستضعفان به إذن أئمه با دستگاه حاكم همكاري ميكردند. بنابراين، همكاري عُبَيْدالله را ميتوان از همين دست تلقّي كرد.
[32]. ر.ك: إبن عنبه، عمدة الطالب في أنساب آل ابيطالب، ص329-330.
نظرات شما عزیزان: